نوشته بود از تو می نویسم ،
از تو میخوانم ، از تو میگویم
اما نمیدانست که من
گوشهایم از او ، شنیدن میخواهند
چشمانم از او دیدن
و دستانم از او نوازش !
باور نخواهی کرد اگر بکویم
لبهایم قفط از او بوسه میخواهند
و چقدر به بودنش محتاجند !
باور کن بدنم فقط ، از او آغوش میخواهد و بس
از من نوشتن و خواندن و گفتن و یاد کردن
هیچ دردی دوا نخواهد کرد
برچسب:
نویسنده: شیوا رادمنش