باز دگرگون شده ام ، کاشف غم ها شده ام
عاشق او گشتم و در عرش مُحَنا شده ام
حیف زین عمر که پیش و پس از او ماسیده
لاجرم هستم و ای داد که تنها شده ام
می نگارم زتو سر فصل کتابم ، نامت
آه بانو که با خال لبت ، عاشق دنیا شده ام
بنما بر منِ خسته تر از خسته نگاهی از رحم
جز تو چندیست که من ، غافل دنیا شده ام
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۱۲ساعت 7:17  توسط « تنها » |
برچسب: دگرگون,
نویسنده: شیوا رادمنش